صفحه نخست / شبانی / احساس اهميت در اثر خشنود ساختن مردم

احساس اهميت در اثر خشنود ساختن مردم


بخش بعدی بخش قبلی


«آیا این سخن می‌رساند که من رضایت آدمیان را می‌خواهم؟ خیر! من فقط رضایت خدا را می‌خواهم. و آیا قصدم خشنود ساختن مردم است؟ اگر تاکنون قصدم این بود، خادم مسیح نمی‌ماندم» (غلاطیان ۱: ۱۰ ترجمۀ مژده)

 

جلب رضایت مردم!

مانع بر سر راه جستجو برای یافتن اهمیت واقعی خویش در مسیح، فقط آن دو دام نیست که در بخش‌های پیشین بررسی کردیم، بلکه این دروغ شیطان نیز هست که برای احساس رضایت از خویشتن، باید تایید برخی از مردم را به دست آوریم. در دنیایی که ما زندگی می‌کنیم، مردم کاملا روشن به ما می‌فهمانند که اگر انتظارات‌شان را برآورده نسازیم، ما را تایید نخواهند کرد و نخواهند پذیرفت. این عدم تایید می‌تواند به اشکال گوناگون جلوه‌گر شود. چه کسی از میان ما زیر بمباران و حملات لفظی دیگران قرار نگرفته و درد جانکاه قضاوت و طردشدگی را نچشیده است؟ چه کسی در اثر طردشدگی عاطفی از سوی خانواده و دوستان، دچار سرخوردگی نشده است؟ چه کسی در اثر شنیدن انتقادات خشن، دل‌شکسته نشده است؟ اینها واقعیت‌های زندگی است، خصوصا برای خادمان مسیح.

ظاهرا پولس رسول هم با چنین انتقادات و طردشدگی‌ای بیگانه نبود. در غلاطیان ۱: ۱۰، او سوال مستقیمی را مطرح می‌سازد: آیا تلاش‌تان این است که انسان را خشنود سازید، یا خدا را؟ اگر می‌کوشید خشنودی انسان‌ها را به دست آورید، خادم واقعی مسیح نیستید.» پولس می‌داند که ما تشنۀ این هستیم که مورد محبت خدا باشیم و هرگاه این محبت و پذیرش را احساس نکنیم، به انسان‌ها متوسل می‌شویم تا این خلا را پر سازیم. من مایلم پنج دام را با شما در میان بگذارم که به خشنود ساختن انسان‌ها به جای خشنود ساختن خدا مربوط می‌شوند. 

کسی که هدفش خشنود ساختن انسان‌هاست، اولویت را طبعا به جلب رضایت مردم می‌دهد تا به اطاعت از خدا (اول تسالونیکیان ۲: ۴-۶) اگر با چنین وسوسه‌ای در کشمکش هستید، وسوسه خواهید شد تا حقیقت را به خاطر حفظ دوستی زیر پا بگذارید. اخیرا یکی از اعضای کلیسایم به من تلفن کرد و خواست که مراسم ازدواج را برای دوستش انجام دهم. خیلی زود متوجه شدم که او می‌خواست مراسم را روز بعد انجام دهم و اینکه خانمی که می‌خواست ازدواج کند، مسیحی نیست. فورا دانستم که نمی‌توانم چنین کاری انجام دهم و وقتی اعتقادم را برای او توضیح دادم، از من رنجید و مایوس شد. او فکر می‌کرد که دوستی ما می‌بایست بیش از تصمیم من به اطاعت از خدا برایم ارزش داشته باشد. اگر در پی جلب خشنودی مردم بودم، می‌بایست در خصوص ایمانم سازش‌کاری می‌کردم و طبق درخواست او عمل می‌کردم.

کسی که هدفش خشنود ساختن انسان‌هاست، دچار بی‌ثباتی عاطفی بسیار می‌شود (مزمور ۱). چه مبارک است کسی که مطابق حقایق الاهی زندگی کند و از بدکاران مشورت نگیرد. کسی که در پی جلب نظر مردم است، محرکش هوس‌ها و خواسته‌های مردم است و احساسات و عواطفش همچون امواج دریا متلاطم است. وقتی با نارضایتی و انتقادات مردم مواجه می‌شود، دچار افسردگی می‌گردد و وقتی دیگران خشنودند، او نیز شاد می‌شود. او مانند کسی می‌شود که در یعقوب ۱: ۶-۹ توصیف شده است. 

کسی که هدفش خشنود ساختن انسان‌هاست، به آسانی آلت دست دیگران می‌شود و خودش هم در این وسوسه می‌افتد که دیگران را آلت دست قرار دهد. ترس از طردشدگی از سوی بعضی افراد، او را بردۀ ایشان می‌کند یا از او فردی مستبد می‌سازد که حاضر نیست عقاید هیچکس را بپذیرد. من بعضی از شبانان را دیده‌ام که از موقعیت خود بهره جسته‌اند و با ابراز نارضایتی از گلۀ خود، سبب آزردگی خاطر آنها شده‌اند. ایشان کوتاهی اعضای کلیسای خود در زندگی روحانی‌شان را برجسته کرده‌اند و آنان را ناشایستۀ عنوان پیرو عیسی قلمداد کرده‌اند و از این راه آنان را دچار احساس تقصیر بسیار ساخته‌اند. کار سختی نیست که چنین افرادی را که خواستار رضایت مردم هستند آلت دست قرار داد، اما این روش مسیح نیست. 

کسی که هدفش خشنود ساختن انسان‌هاست، اغلب خشمگین است، چون اکثر اوقات قادر نیست احساس واقعی خود را ابراز کند (افسسیان ۵: ۲۵). از آنجا که می‌ترسد به دیگران اهانت کند، احساساتش را درون خود نگه می‌دارد و به این ترتیب، خشم در او مانند دیگ زودپز انباشته می‌شود. خشمی که فرو خورده شود، افسردگی پدید می‌آورد، و خشمی که بیرون ریخته شود، موجب بدگویی و بروز رفتاری مخرب می‌گردد. باید بیاموزیم که چگونه حقیقت را با محبت بیان کنیم. 

کسی که هدفش خشنود ساختن انسان‌هاست، به ندرت دست به خدمت جدیدی می‌زند، چون از نظر دیگران می‌ترسد، و از امکان شکست هراس دارد. «اما از خلق می‌ترسیدند... پس او را واگذارده، برفتند» (مرقس ۱۲: ۱۲). این قبیل افراد از نظر روحانی فلج‌اند. 
به سادگی می‌توان مشاهده کرد که شخصی که در پی خشنودی انسان‌هاست، احساس ارزشمند بودن نمی‌کند چون محرک او خواسته‌های مردم است. احساس ارزشمند بودن نتیجۀ پذیرش کامل ما در مسیح است (کولسیان ۱: ۲۱-۲۲). تا زمانی که برای احساس رضایت، خواهان تایید انسان‌ها باشیم، احساس ضعف و آسیب‌پذیری خواهیم کرد. اما رومیان ۸: ۲۸-۳۸ را بخوانید و بپذیرید که مسیح با شماست و در کنار شما می‌ایستد، و از این طریق، دل خود را تقویت دهید. اگر خدا با شماست، کیست به ضد شما؟ (رومیان ۸: ۳۱). زمانی که بدانیم احساس اهمیت ما از مسیح ناشی می‌شود، قادر خواهیم بود که دیگران را بهتر خدمت کنیم و عقاید و انتقادات ایشان را واقع‌بینانه‌تر ببینیم. 
 


بخش بعدی بخش قبلی

شبان، معلم ، مدیر سازمان تعلیم، و بنیانگذار مجله شبان است ...

 

رفتن به بالا