صفحه نخست / آموزه / یافتن شریک زندگی

یافتن شریک زندگی


بخش بعدی

کشف روش‌های الاهی

شکی نیست که مهم‌ترین تصمیم انسان در زندگی، اول تصمیم به پیروی از مسیح است و بعد انتخاب شریک زندگی. قطعا در مقاطعی از زندگی خود به افرادی برخورده‌ایم که پیوند زناشویی‌شان ناموفق بوده است و از خود پرسیده‌ایم که آیا علت این عدم موفقیت، این نبوده که ایشان با شخصی وصلت کرده‌اند که اراده خدا نبوده است؟ یا شاید تشخیص داده‌ایم که خدا از این پیوند رنج‌آلود برای تقدیس بیشتر ایشان استفاده می‌کرده است. در هر دو حال، اکثر اشخاص مجرد که در آرزوی ازدواج می‌باشند، معتقدند که ازدواج‌شان موفق بوده، و شریک زندگی‌شان شخصی مهربان و فداکار خواهد بود. اما شخص چگونه می‌تواند پیش از ازدواج، مطمئن باشد که پس از مراسم عروسی، چه چیز در انتظارش است؟ واقعیت این است که هیچ‌کس قادر نیست به طور کامل پیش‌بینی کند که پیوند ازدواج به چه شکل تحول خواهد یافت. اما بر اساس اصول کتاب‌مقدس می‌توانیم دست‌کم از بسیاری از سنگ‌های لغزش که می‌توانند باعث شکست ازدواج گردند، اجتناب کنیم. بیایید روش‌‌های الاهی برای انتخاب شریک زندگی را بررسی کنیم.

 

انگیزه شخص از ازدواج

انگیزه شما از ازدواج چیست؟ آیا واقعا مایلید از نظر خدا پیروی کنید؟ آیا باور دارید که می‌توانید به خدا اعتماد کنید و اشتیاق خود را به ازدواج، به او بسپارید؟ اگر پاسخ‌تان مثبت است، به وعده‌ای که خدا می‌دهد توجه کنید: «فکرهایی را که برای شما دارم می‌دانم که فکرهای سلامتی می‌باشد و نه بدی... و مرا خواهید خواند و آمده، نزد من تضرع خواهید کرد و من شما را اجابت خواهم نمود» (ارمیا ۲۹: ۱۱). نقطه آغاز همین‌جاست: باید آرزوی قلبی خود را با خدا در میان بگذارید و متعهد شوید که کسی را که او برای شما انتخاب کرده، بیابید. خانمی که بسیار خجالتی بود، این دعای ساده را کرد: «خداوندا، خواهش می‌کنم که همسر آینده‌ام را به کلاس مدرسه یکشنبه بیاور.» خدا نیز چنین کرد!

 

دلایل نادرست

دلایل نادرست بسیاری برای ازدواج وجود دارد و مهم است بدانید که چه چیز شما را به سوی آن سوق می‌دهد. بعضی افراد ازدواج می‌کنند تا شخص دیگری را نجات دهند، مانند آنانی که به خاطر امور مهاجرتی دست به ازدواج می‌زنند. بعضی دیگر ازدواج را بهترین راه گریز از دست والدینی سخت‌گیر می‌پندارند. من خود به بعضی برخورده‌ام که از روی ترحم به شخص مقابل با او ازدواج کرده‌اند تا وسیله‌ای باشند برای شفای او. برخی نیز خود را موظف می‌دانند که با کسی که شبان یا والدین‌شان پیشنهاد کرده‌اند ازدواج کنند و می‌ترسند با این پیشنهاد مقاومت نمایند. به علاوه، دنیای ما ازدواج با هدف کسب امنیت مادی یا ترقی اجتماعی را ترغیب می‌‌کند. اما همه اینها جایگزین‌هایی پست برای اهدافی است که خدا برای ازدواج مقرر فرموده است. کلام خدا آشکار می‌سازد که ازدواج طرح خدا بود برای مکشوف ساختن صورت خود از طریق یک مرد و یک زن که نخست یکدیگر را دوست می‌دارند و سپس متحدا او را خدمت می‌کنند. اگر درصدد ازدواج هستید، دعا کنید تا خدا شخصی را به شما نشان دهد که سر سپرده عیسی است و پیش از هر چیز خواهان ملکوت خداست و می‌‌خواهد زندگی خود را با شما تحت خداوندگاری مسیح تقسیم کند.

 

شخص درست

همچنین افسانه‌های بسیاری در مورد چگونگی یافتن شریک زندگی و تشخیص اینکه فرد مورد نظر را یافته‌ایم وجود دارد. یکی از اینها این تصور نادرست است که در تمام دنیا فقط یک نفر هست که شخص مورد نظر خدا برای شما است و وقتی او را یافتید، زندگی پر سعادتی خواهید داشت. لذا وقتی زن و شوهر به مشکلات بر می‌‌خورند، به این نتیجه می‌رسند که برای یکدیگر شخص مورد نظر نبوده‌اند. بگذارید این نکته را روشن سازم؛ به محض اینکه ازدواج کردید، اراده خدا این است که پیوند خود را با همسرتان نگاه دارید.

 

عامل عشق

بعضی دیگر بر این باورند که عشق از همه چیز مهم‌تر است. واقعیت این است که بسیاری از مردم با افراد غریبه ازدواج می‌کنند و باید بیاموزند که چگونه ایشان را دوست بدارند. عشق و شیدایی ممکن است در مراحل اولیه وجود داشته باشد، اما یک عمر طول می‌کشد تا عشق الاهی شکوفا شود. من نصیحت شبانم را که یک هفته پیش از ازدواجم به من داد، دوست دارم؛ او گفت: «همان مسیحی که شما را به هم پیوست، همیشه در کنارتان خواهد بود تا در مواقع سخت به شما کمک کند.» ما در ایمان ازدواج می‌کنیم، اما آیا این بدان معناست که می‌توانیم با هر کسی که می‌خواهیم ازدواج کنیم؟

 

ایماندار بودن

ممکن است تعجب کنید از اینکه خدا به شما در انتخاب شریک زندگی آزادی زیادی می‌دهد. اما مهم‌ترین شرط این است که فرزند خدا باید با یک ایماندار ازدواج کند. پولس رسول در این زمینه نظری صریح ارائه می‌‌دهد؛ می‌فرماید: «زیر یوغ ناموافق با بی‌ایمانان مشوید، زیرا عدالت را با گناه چه رفاقت و نور را با ظلمت چه شراکت است؟» (دوم قرنتیان ۶: ۱۴). بهتر است پیش از آنکه عاشق شوید، از این اصل پیروی کنید، چرا که بعد از آن، تشخیص صدای خدا بسیار دشوار خواهد بود. البته آنانی که عاشق شده‌اند، این نظریه ظاهرا منطقی همیشگی را مطرح کرده، می‌گویند: «بعد از ازدواج، او را به طرف مسیح هدایت خواهم کرد.» بعضی دیگر با اعتراض می‌‌گویند: «نمی‌دانید چه آدم خوبی است. مطمئنم که می‌خواهد مسیحی شود.» اما امر خدا را نمی‌توان نادیده گرفت. چرا خدا تا این حد در این زمینه سخت‌گیر است؟ علتش این است که در این دنیا دو ملکوت یا قلمرو وجود دارد، یکی قلمرو خداوند عیسای مسیح است و دیگری قلمرو تاریکی است که در ضدیت با مسیح قرار دارد. چگونه ممکن است افراد متعلق به این دو قلمرو بتوانند با هم در صلح و صفا زندگی کنند؟ وقتی یک ایماندار با یک بی‌ایمان ازدواج می‌کند، معمولا باید در خصوص ایمان خود دست به سازش‌کاری بزند، و برای خشنود ساختن همسر خود از خدا نااطاعتی کند.

 

نظرخواهی از والدین

ما باید همیشه به والدین خود احترام بگذاریم. یک فرزند عاقل از والدین خود نظرخواهی می‌کند. شکی نیست که آنها ما را بهتر از هرکس دیگری می‌شناسند. اگر آنها در مورد ازدواج قریب‌الوقوع ما نگرانند، خیلی مهم است که دلیلش را بیابیم. شاید نظراتی راجع به خصوصیات فردی که قصد ازدواج با او را داریم یا در مورد تاریخ ازدواجمان، داشته باشند. وقتی از ایشان مشورت خواستیم و از رضایت آنها اطمینان حاصل کردیم، می‌‌توانیم بر حمایت و کمکشان در سختی‌ها حساب کنیم. اگر بر خلاف نظر والدین خود ازدواج کنیم، ممکن است آنها بر ضد وصلت ما کار کنند.

 

نظرخواهی از شبان

و بالاخره، هر چقدر بر اهمیت دریافت مشورت از شبان‌تان تاکید کنم، باز کم است. پیش از آنکه سالنی کرایه کنید و کارت‌های دعوت را پخش کنید، نزد شبان خداترسی بروید و از او مشورت و برکت بخواهید. با برقراری رابطه‌ای خوب با شبان‌تان خواهید توانست به هنگام بروز مشکلات، برای دریافت کمک و مشورت به او مراجعه کنید.

 

#نداگر

 


بخش بعدی

شبان، معلم ، مدیر سازمان تعلیم، و بنیانگذار مجله شبان است ...

 

رفتن به بالا