صفحه نخست / آموزه / ترک کردن و پيوستن

ترک کردن و پيوستن


بخش بعدی بخش قبلی

«از اینجاست که مرد پدر و مادر خود را رها کرده، با زوجۀ خویش خواهد پیوست و آن دو یک تن خواهند بود»

(افسسیان ۵: ۳۱). 

 

خدا برای ازدواج الگویی خاص مقرر فرموده، و آن زوج‌هایی که می‌کوشند این الگو را درک کنند، در رابطه با یکدیگر برکات غنی‌ای را تجربه خواهند کرد. یکی از علل ناراحتی‌ها و مشکلات زناشویی، روابط ناسالمی است که میان زن یا شوهر و خانواده‌های‌شان وجود دارد. در یک ازدواج جدید، بسیاری از نیروهای محرک تغییر می‌کنند، تغییراتی که ممکن است یا به شادی و آرامش یا به رنج و جدایی منجر شود. از آنجا که این مشکل حالتی فراگیر دارد، خدا به روشنی به آن می‌پردازد. نکته‌ای که در آیۀ فوق آمده، از همان آیه‌ای گرفته شده که در پیدایش ۲: ۲۴ و نیز مرقس ۱۰: ۷ یافت می‌شود. اگر خدا چیزی را سه بار در موقعیت‌های مختلف بیان می‌کند، قطعا باید نکتۀ مهمی باشد. به علاوه، این آیه یگانه دستورالعملی است که خداوند عیسی در مورد ازدواج ارائه می‌دهد. در نتیجه، بسیار به‌جاست که آن را مورد بررسی قرار دهیم تا تعلیم و کاربردش را درک کنیم. 

اصلی که در آن عرضه شده واقعا بسیار روشن است. وقتی دو نفر ازدواج می‌کنند، پیش از آنکه بتوانند خانوادۀ جدید و سالمی را به وجود آورند، باید خانواده‌های خود را ترک کنند. اندیشۀ ترک کردن در اینجا بسیار فراگیر است و چهار حوزۀ زندگی را در بر می‌گیرد. 


جدایی فیزیکی

خدا اعلام می‌کند که برای دستیابی به بهترین نتیجه در ازدواج، ضروری است که شخص به طور فیزیکی والدین خود را ترک گوید. خوب نیست که طرفین ازدواج در همان خانه با آنها زندگی کنند، بهتر است که زوج جدید به خانۀ جدید خود نقل مکان کنند. دلیلش این است که بسیار دشوار است که شخص نقش زن یا شوهر را بر عهده بگیرد در حالی که هنوز در نقش قدیمی دختر یا پسر گرفتار است. من این را در اوایل ازدواجم کشف کردم؛ حدود یک سال پس از ازدواج‌مان، من و همسرم برگشتیم تا برای مدت کوتاهی نزد والدینم زندگی کنیم. ابتدا متوجه نبودم چقدر رفتارم با همسرم تغییر کرده، اما بعد از مدتی پی بردم که چقدر به مقام پسر خانواده برگشته‌ام و وظیفۀ شوهری خود را از یاد برده‌ام. برآوردن توقعات والدین و همسر در آن واحد بسیار تنش‌زاست؛ به همین جهت، حکمت خدا مقرر داشته تا مرد و زن از والدین خود جدا شوند حتی وقتی این کار به بهای زندگی کردن در محلی نامطلوب باشد. خدا می‌خواهد بیاموزیم که شراکت در زندگی زناشویی چه معنایی می‌دهد.

جدایی احساسی

مهم‌تر از آن، ضروری است که شخص بیاموزد والدین خود را از نظر احساسی ترک کند. برای داشتن ازدواجی سالم، زن و شوهر باید به مرحله‌ای برسند که بیاموزند از نظر احساسی به یکدیگر اعتماد کنند و وابسته شوند. در دوران رشد، می‌آموزیم که به والدین خود وابسته باشیم؛ اما برخی از والدین می‌خواهند این وابستگی را حتی پس از ازدواج فرزندان‌شان نیز حفظ کنند. این وابستگی می‌تواند ازدواج را از هم بپاشد. متاسفانه از آنجا که بسیاری از مادرها هیچگاه امنیت احساسی را از جانب شوهران خود تجربه نکرده‌اند، در نتیجه به فرزندان خود چسبیده‌اند و مایل نیستند بگذارند که آنها بروند. این قبیل مادران ممکن است از حس خطا یا سایر وسایل تحریک استفاده کنند تا فرزند بالغ خود را به خود وابسته نگاه دارند. در شرایطی منفی‌تر، اگر فرزندان از سوی والدین خود رنج بسیار برده باشند، ممکن است خانه را با نفرت و تلخی ترک کنند. در هر دو مورد، آنها باید این ارتباطات احساسی نادرست را حل کنند تا ازدواج‌شان مجال موفقیت بیابد. مهم است که زن و شوهر والدین خود را ببخشند و از هر گونه تلخی مربوط به گذشته رها شوند تا خانواده‌ای به وجود آورند که از نظر احساسی مستقل باشد، خانواده‌ای که برای حکم‌فرمایی آرامش و شادی مسیح مساعد باشد. 

میل به کسب تایید والدین

اما هنوز عامل دیگری نیز هست که می‌تواند به ازدواج صدمه بزند و باید مراقب آن بود. بسیاری از زن‌ها و شوهرها هنوز می‌خواهند هر کاری که می‌کنند، مورد تایید والدین‌شان باشد تا به این ترتیب احساس اطمینان و امنیت کنند. این کار اغلب به این معنا است که نظرات والدین خود را مقدم بر نظرات همسرشان قرار می‌دهند. یکی از نتایج این کار می‌تواند این باشد که شریک زندگی خود را تحت فشار قرار دهند تا رفتاری را که مورد تایید والدین‌شان نیست تغییر دهد. یا اگر شخص بر خلاف میل والدینش ازدواج کرده، ممکن است تمام زندگی خود را صرف این کند که ثابت کند کارش درست بوده است. مطمئنم که می‌بینید همۀ اینها چه فشار غیر ضروری‌ای بر ازدواج وارد می‌کند. پس حکم کتاب‌مقدس چقدر خردمندانه است: خانۀ پدری خود را از نظر احساسی ترک کنید و به شریک زندگی خود بپیوندید و رابطۀ زناشویی را تبدیل کنید به رابطۀ مرکزی قلب خود. 

جدایی مالی

ترک کردن به این معنی نیز هست که زن و شوهر دیگر از نظر مالی به والدین خود وابسته نباشند. معمولا قدرت تصمیم‌گیری در دست کسی است که هزینه‌ها را می‌پردازد. بهتر است فقیرانه اما خوشبخت زندگی کرد تا اینکه در کاخی زندگی کرد که پولش را والدین داده‌اند و طرفین ازدواج خود را از نظر مالی کاملا در دام بیابند. والدین اگر می‌خواهند کمکی بکنند، باید به صورت وام باشد، با این شرط که یا وجه آن بازپرداخت خواهد شد یا هیچ وقت قید و شرطی برای آن وجود نخواهد داشت. باید قدردان بود نسبت به والدینی که مایلند به فرزندان‌شان در آغاز زندگی‌شان کمک کنند، اما باید کوشید تا در اسرع وقت زندگی را از نظر مالی مستقل ساخت. 

احترام به والدین

اما می‌خواهم این نکته را نیز کاملا روشن کنم که منظورم به هیچ‌وجه بی‌احترامی به والدین نیست. در ده فرمان حکم شده که والدین خود را حرمت بداریم! ما در مقام فرزند، به آنان وابسته‌ایم و باید مطیع آنها باشیم، اما وقتی ازدواج کردیم و خانوادۀ خود را تشکیل دادیم، دیگر موظف به اطاعت از آنها نیستیم، اما همیشه موظفیم که آنها را «گرامی بداریم». ما با ملاقات آنها، با نظرخواهی از ایشان برای امور دشوار، و با تامین نیازهای‌شان، می‌توانیم به آنها احترام بگذاریم (اول تیموتائوس ۵: ۸).

 

یکی بودن واقعی

زن و شوهر فقط زمانی می‌توانند فرایند یکی بودن را آغاز کنند که به راستی خانه را ترک کرده باشند. راز نزدیک شدن به یکدیگر، دعا کردن با یکدیگر است. شوهران، همسر خود را در پرستش و دعا هدایت کنید. بیاموزید که عیسی را به اتفاق یکدیگر دوست بدارید. برای این کار، باید کشف کنید که چه چیزی به شریک زندگی‌تان نشان می‌دهد که دوستش دارید. از یکدیگر بپرسید: «سه چیز را نام ببر که می‌توانم در طول هفته انجام بدهم که سبب می‌شود احساس کنی دوستت دارم!» پاسخ شریک زندگی‌تان ممکن است باعث تعجب‌تان شود، زیرا ما معمولا عشق خود را به شریک زندگی‌مان آنطور نشان می‌دهیم که می‌خواهیم او به ما نشان دهد و به ندرت به خواسته‌ها و آرزوهای او توجه نشان می‌دهیم. اما وقتی پی بردید که چه چیز سبب می‌شود همسرتان احساس کند که دوستش دارید، آنگاه آن کار را انجام دهید.

خدا می‌خواهد که رفاقت و صمیمیت را در ازدواج تجربه کنید، اما برای تحقق این امر، باید نخست پدر و مادر خود را ترک کنید و نخست به عیسی و بعد به یکدیگر بپیوندید. 

 

#نداگر

 

 


بخش بعدی بخش قبلی

شبان، معلم ، مدیر سازمان تعلیم، و بنیانگذار مجله شبان است ...

 

رفتن به بالا