به هنگام نوشتن این مجموعۀ خاص، پی بردم که بسیاری از کسانی که در کلیساهای خانگی خدمت میکنند، و حتی راهبرانی برای این کلیساها تربیت میکنند، وقت زیادی صرف مطالعۀ الگوهای کتابمقدس برای این نوع کلیساها در عهد جدید نکردهاند. برخی نیز حتی از این ناآگاهی خود دفاع کرده، میگویند که این روش دیگر برای قرن بیست و یکم معتبر نیست. اما اکنون که شما را با الگوهای کلیسای خانگی در عهد جدید آشنا میکنم، عمیقا متقاعدم که کتابمقدس رهنمودهای لازم را برای دریافت برکات الاهی در اختیار ما قرار میدهد. خدمت ممکن است بر حکمت دنیوی استوار باشد و شاید هم برای مدتی موفقیتآمیز به نظر برسد، اما در بلند مدت، آن خانههایی که بر شن بنا شدهاند، در اثر طوفان فرو خواهند ریخت؛ اما خانههایی که بر صخرۀ حقایق الاهی بنا شدهاند، استوار خواهند ایستاد.
در فصل گذشته، بررسی خود را در زمینۀ روشهای گوناگون تاسیس کلیساهای خانگی در عهد جدید آغاز کردیم و به کلیساهای اورشلیم و انطاکیه پرداختیم. اینک به بررسی الگوهای دیگر خواهیم پرداخت.
الگوی افسس
پولسِ رسول در واپسین سالهای خدمت خود، به افسس سفر کرد. او تا پیش از این، هفت کلیسا را در دورهای بالغ بر هفت سال تاسیس کرده بود. او اکنون در این زمینه بسیار با تجربه شده بود، و آنچه در افسس انجام داد، با آنچه در شهرهای دیگر انجام داده بود، کاملا تفاوت داشت: او مرکزی برای آموزش احداث کرد که در آن میتوانست افرادی را تربیت کند تا پیام انجیل را به شهرهای دیگر ببرند و کلیسا دایر کنند. او محلی به نام «مدرسه طیرانُس» را برای برگزاری جلسات خود اجاره کرد و طی مدت دو سال به آموزش پرداخت و افرادی را نظیر تیتوس، تیموتائوس و غایس تربیت کرد. یکی از دانشجویان پولس در این مدرسه، شخصی به نام اپفراس بود که گویا در افسس توسط پولس به سوی مسیح هدایت شد. اپفراس با آموزشی که دیده بود، کلیساهایی در کولسی (کولسیان ۱: ۷)، لائودیکیه و هیراپولیس (کولسیان ۴: ۱۲-۱۳) تاسیس کرد. پولس در مجموع شخصا هشت نفر را آموزش داد که به بنیانگذاران موفق کلیسا تبدیل شدند. از این روش پولس برای تاسیس کلیسا چه درسهایی میتوان آموخت؟
پولس دو سال بر زندگی هشت نفر سرمایهگذاری، و ایشان را در خداترسی فردی، اصول اعتقادات و روشهای خدمت تربیت کرد. پولس با این اصل آشنا بود که باید «چیزی را تعلیم دهیم که میدانیم، اما چیزی را تولید میکنیم که هستیم!» او مشتاق بود که کلیساهای خانگی از راهبرانی بالغ برخوردار باشند.
خدمت پولس از نظر مالی متکی به خودش بود؛ او برای تامین هزینههای خود به جایی وابسته نبود. وقتی افسس را ترک میکرد، چنین اظهار داشت: «خود میدانید که همین دستها در رفع احتیاج خود و رفقایم خدمت میکرد» (اعمال ۲۰: ۳۴). خدمت کلیسای خانگی زمانی بیشترین موفقیت را به دست میآورد که از بیرون مورد حمایت مالی قرار نگیرد، بلکه برای تامین نیازهای خود و اعضای گروه، راههای دیگری بیابد.
سرمایهگذاری پولس برای دیگران به گونهای شگفتانگیز برای پیشرفت انجیل در قرن اول سودمند واقع شد. دکتر اف. اف. بروس، محقق برجستۀ عهد جدید، معتقد است که شاگردان پولس، علیالخصوص اپفراس بودند که در ایالت آسیا (ناحیه غربی ترکیۀ امروز) بشارت دادهاند؛ او مینویسد: «شاید آن هفت کلیسا در آسیا که در کتاب مکاشفۀ یوحنا ذکر شدهاند، همگی در همین زمان بنیان گذاشته شده باشند.»
الگوی روم
کلیسای روم آن کلیسایی بود که پولس آرزو داشت از آن دیدار کند و به همین کلیسا بود که مهمترین اثر الاهیاتی خود را نوشت. همیشه برای محققین سوال بوده که چگونه پولس این تعداد زیاد از اعضای کلیسای روم را شخصا میشناخت. این نکته را از نامهایی که در فصل ۱۶ رساله به رومیان ذکر شده، مشاهده میکنیم. پاسخ این سوال را در چهارمین الگوی تاسیس کلیسا در عهد جدید مییابیم. در آن حال که کلیسای اورشلیم گروههایی از اعضای خود را به شهرهای دیگر میفرستاد تا حیات کلیسایی را در آنها مستقر کنند، کلیسای روم متشکل از افرادی بود که از کلیساهای متفاوت بسیاری گرد آمده بودند تا کلیسایی جدید به وجود بیاورند. در اینجا روش خلاق دیگری را مشاهده میکنیم؛ به این ترتیب که روحالقدس ایماندارانی را از کلیساهای مختلف گرد آورد تا کلیسایی جدید به وجود بیاورد؛ این ایمانداران میتوانستند از این راه، در محلی جدید با یکدیگر برای جلال خدا همکاری کنند.
در فصل ۱۶ رساله به رومیان، میبینیم که پولس به بیش از بیست و شش نفر که شخصا میشناخت سلام میرساند. این افراد همگی از کلیساهایی آمده بودند که او خودش تاسیس کرده بود. طبق پارهای شواهد، پولس این افراد را از کلیساهای مختلف به روم فرستاده بود، با این هدف مشخص که کلیسای جدیدی تاسیس کنند، زیرا این افراد عملا در طول سه سال پیش از نگارش این رساله، به روم رسیده بودند. پولس، هم مسیحیان یهودینژاد و هم غیر یهودی را به روم فرستاده بود تا کلیسایی میانفرهنگی تشکیل دهد. به این ترتیب، آنها میتوانستند به مردم چند ملیتی این شهر بشارت دهند. سپس رسالهای نیز به ایشان نوشت تا تشویقشان کند که حقیقت را با قوت روحالقدس تعلیم دهند. به این طریق، او نوایمانان را آماده میساخت تا همان احترامی را برای رسالت او قائل شوند که دوستانش قائل بودند.
از این الگو درسهای زیر را برای کلیساهای خانگی خود در این زمان میآموزیم.
آمادۀ دریافت هدایت خلاق روحالقدس باشید. با مطالعۀ دقیق کتاب اعمال رسولان، پی میبریم که این کتاب در واقع شرح اعمال روحالقدس است، نه رسولان. رسالت ایشان در تاسیس کلیساها در واقع نتیجۀ هدایت مستقیم روحالقدس بود. نمونهای از این امر را در دعوت پولس به مقدونیه مشاهده میکنیم (اعمال ۱۶: ۹-۱۰). ایشان میدانستند که این روحالقدس است که جامعهای راستین تشکیل میدهد و ایشان را قوت میبخشد تا به شباهت مسیح زندگی کنند.
بکوشید گروههایی برای خدمت تشکیل دهید. خداوند عیسی شاگردان خود را در گروههای دو نفری میفرستاد (مرقس ۶: ۷). پطرس و یوحنا در کنار یکدیگر خدمت میکردند (اعمال ۳: ۱) و پولس و برنابا نیز در امر خدمت با یکدیگر همکار بودند (اعمال ۱۳-۱۵). برای تشکیل چنین گروههایی، باید دعا کنید و افراد را برای امر راهبری تربیت کنید.
به کسانی که شما را فرستادهاند، پاسخگو بمانید. بنیانگذاران کلیسای اولیه به آنانی که ایشان را میفرستادند و مورد حمایت قرار میدادند، پاسخگو باقی میماندند. پولس به انطاکیه باز میگشت تا گزارش دهد؛ پطرس نیز همین کار را با کلیسای اورشلیم انجام میداد.
بیاموزید که برای خدمت خود در کلیسای خانگی، خط مشیهای مناسب اتخاذ کنید. پولس متقاعد بود که باید توجه خود را بر مناطق شهری متمرکز سازد، چون معتقد بود که هر جا تعداد مردم زیاد باشد، پیام انجیل به شکل خودجوش اشاعه مییابد. کلیساهای خانگی جدید در شهرهای جدید معمولا موثرترین وسیله برای گسترش پیام انجیل هستند.
شبان، معلم ، مدیر سازمان تعلیم، و بنیانگذار مجله شبان است ...