یکی از خصوصیاتی حیاتی رهبر مسیحی، این است که دیگران را برای خدمت مجهز سازد. در بخش اول این مجموعه، دیدیم که عدم آگاهی از عطاهای روحانی، اغلب منجر به این مشکل میشود که ایماندار خود را با دیگران مقایسه کند، یا اینکه فرد عطاهای دیگران را از دیدگاه عطای خاص خود مورد داوری و سنجش قرار دهد. عدهای نیز احساس عدم رضایت میکنند چرا که هیچگاه عطای منحصربهفردی را که خدا برای خدمت به ایشان داده، کشف نمیکنند. بنابراین، نخستین گام در جهت در جهت تجهیز کلیسا زمانی برداشته میشود که رهبر به این یقین برسد که باید خودش عطاهای گوناگون را درست درک کند و سپس آن را به گلهاش تعلیم دهد. در اول پطرس 4: 10، این تایید وجود دارد که هر ایمانداری از عطاهایی خاص برخوردار است. بر اساس درک درست کتابمقدس، میدانیم که هر که عیسی را به عنوان نجاتدهنده و خداوند بپذیرد، سکونت روحالقدس را در خود خواهد داشت و روحالقدس به وی یک یا چندین عطا ارزانی خواهد نمود. پطرس رسول ایماندار را سفارش میکند به اینکه همچون کارگزار یا پیشکار امین فیض خدا، از عطاهای خود برای خدمت به دیگران استفاده کند. او ایماندار را فرا میخواند تا عطاهای خود را کشف کند و سپس آنها را شکوفا سازد و به کار ببرد. در این مقاله، میخواهم فرایندی را تشریح کنم که به واسطۀ آن میتوانیم عطایای روحانی خود را کشف کنیم و آنها را در بدن مسیح به کار بیندازیم.
شخصا چه نیازی را تشخیص میدهیم؟
یکی از نخستین گامها در جهت کشف عطای روحانی خود، میتواند در نیازهایی باشد که شما خودتان را در بدن مسیح تشخیص میدهید. همه همان نیازها را در کلیسا نمیبینند زیرا هر کس کلیسا را از عینک عطای خاص خود مورد ملاحظه قرار میدهد. از خودتان بپرسید چه نیازی در گروه شما واقعا شما را نگران میسازد. من شخصا بیشتر دغدغۀ کمبود تعلیم را دارم، لذا متوجه میشوم که نسبت به سایر معلمان حالتی انتقادی دارم؛ علتش این است که این یکی از عطایای روحانی من است. اخیرا دربارۀ این موضوع با عضوی از یکی از کلیساهای محلی بحث میکردم که از شبانش انتقاد میکرد که چرا بیش از اینها به گلهاش سرکشی نمیکند. وقتی به او گفتم که شاید این عطای خودش باشد که ملاقاتها را انجام دهد، تعجب کرد. برایم روشن شد که او انتظار داشت که شبانش از همۀ عطایا برخوردار باشد و به فکرش خطور نکرده بود که شاید دیگران در همان جماعت باشند که عطای رحمت و حتی عطای شبانی داشته باشند. در طول سالهایی که در مقام شبان خدمت کردهام، بسیاری به من مراجعه کردهاند و نگرانی خود را دربارۀ برخی از نیازها ابراز داشتهاند. در دوران جوانیام، احساس میکردم که باید همه کار برای همه انجام دهم، اما تجربه و درک بهتر کتابمقدس به من آموخت که کسی را که به من مراجعه میکند، ترغیب کنم که وارد نوعی خدمت گردد.
عملا وارد نوعی خدمت شویم
گام دوم این است که ایمانداران را تشویق کنیم که وارد نوعی خدمت شوند، زیرا فقط در حین انجام خدمت است که عطایایمان تایید میشوند. بعضیها گویا در رویا هستند و فکر میکنند که عطایای بسیاری دارند. اما به هنگام خدمت عملی است که ثابت میشود درست فکر میکنند یا نه. بعضی دیگر نیز هستند که فکر میکنند هیچ عطایی ندارند، اما وقتی مشغول انجام خدمتی میشوند، عطایشان آشکار میگردد. در اینجا است که تشخیص رهبر میتواند کارساز باشد، زیرا اگر بتواند احساس کند که عطای فرد چیست و او را تشویق کند تا خدمتی را شروع کند، آن شخص همیشه سپاسگزار او خواهد بود. در یکی از کلیساهای من، مردی خجالتی بود که خیلی زود تشخیص دادم که عطایی برای خدمت دارد. آنانی که عطای خدمت دارند، معمولا در پی جلب توجه نیستند، بلکه رضایت خود را از کمک به دیگران دریافت میکنند. این مرد دوست داشت کارهایی را انجام دهد که باعث میشد من از انجام آزاد آزاد شوم. من توانستم او را به انجام برخی خدمات در کلیسا هدایت کنم.
نشانههای ارزیابی عطایای شخصی
گام سوم این است که به دیگران کمک کنیم تا عطاهای خود را ارزیابی کنند، زیرا وقتی شخص مطابق عطایای خود خدمت میکند، چند نشانه نمودار میشود.
* کسی که مطابق عطای خود خدمت میکند، معمولا از خدمت خود لذت میبرد و از آن دلزده نمیشود. اخیرا بعد از ساعتها موعظه در کنفرانسی، شخصی به من گفت: «حتما خیلی خسته شدهاید!» لحظهای به این گفته فکر کردم و پی بردم که خسته نبودم، چون از کارم لذت برده بودم.
* کسی که مطابق عطایایش خدمت میکند، معمولا در عطایای خود ترقی کرده، در انجام آنها قویتر میشود. او اشتیاق دارد در خدمتش استعلا یابد. برای مثال، معلم بیشتر مطالعه میکند تا معلم بهتری بشود؛ و مشاور ساعتها به مشکلات مردم گوش میکند تا قادر شود بهتر بر اساس کتابمقدس مشورت بدهد. توجه به این نکته بسیار مهم است، زیرا وقتی دیگران را در خدمتشان مورد ملاحظه قرار میدهید، مایل میشوید ایشان را تشویق به ترقی کنید.
* کسی که مطابق عطایایش خدمت میکند، ثمرات روزافزونتری میبیند و دیگران نیز از خدمت او برکت مییابند. و این تاییدی است نیرومند بر عطاهای روحانی او. در یکی از کلیساهایی که خدمت میکردم، خانمی بود که معمولا در جلسات سرود میخواند. گرچه صدای قویای نداشت، اما این عطای خاص را داشت که از طریق سراییدن، امواج شادی را به دیگران منتقل کند. هر بار که سرودی میخواند، بسیاری نزدش میرفتند و به او میگفتند که چقدر از خدمتش برکت یافتهاند.
عطای اصلی هر فرد
در مورد اینکه شخص میتواند از چند عطا برخوردار باشد و اینکه آیا خدا برای زمانهای مختلف عطایای مختلف میدهد، بحثهای زیادی هست. مشاهدۀ شخصی من این بوده که خدا ممکن است عطاهای مختلفی به شخص بدهد، اما بعضی از آنها فعال باشد و بعضی دیگر غیر فعال. تصور من این است که هر شخص عطای اصلی و انگیزشدهندهای دارد که تاج خدمت او میگردد و اگر درست تشخیص داده شود، باعث برکت خواهد شد. در مقالات بعدی، به این عطایای اصلی و انگیزشدهنده خواهیم پرداخت و کمک خواهیم کرد تا هر کس عطای خاص خود را بیابد. فرمودۀ پولس رسول را به تیموتائوس فراموش نکنید که فرمود:
«به آن عطایی که در توست بیاعتنایی مکن»
(اول تیموتائوس 4: 14، هزارۀ نو).
شبان، معلم ، مدیر سازمان تعلیم، و بنیانگذار مجله شبان است ...