«و متحمل یکدیگر شده، همدیگر را عفو کنید هرگاه بر دیگری ادعایی داشته باشید؛ چنانکه مسیح شما را آمرزید، شما نیز چنین کنید» (کولسیان ۳: ۱۳).
وقتی شروع به خالی کردن دلش نمود، متوجه شدم بسیار دردمند است. من مهمان او بودم و رفته بودم تا در کلیسایش موعظه کنم، اما اکنون که تنها بودیم، حالش را پرسیدم. کلیسایش دچار چندین تجربه شده بود و اکثر همکاران مورد اعتمادش، او را ترک کرده بودند. اتهامات وحشتناکی بر او وارد آورده بودند؛ اما اینک تنها بودیم و او میتوانست آزادانه درد دل خود را با من در میان بگذارد. در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، گفت که تنها هدفش این بود که مسیح و مردم را خدمت کند. گفت که چگونه یکی از رهبران به او قول حمایت و وفاداری داده بود ولی بعدا به او پشت کرده، خدمتش را از میان برده بود. وقتی گوش میدادم، خشم را در صدایش احساس میکردم و میدیدم که میخواهد به نحوی تلافی کند.
با ملایمت، مسئلۀ بخشش را پیش کشیدم. این او را عصبانیتر کرد. با صدای بلند گفت: «چطور میتوانم چنین خیانتی را ببخشم؟ عدالت و انصاف چه میشود؟» به آرامی از او خواستم تا چند دقیقه به من گوش دهد. با بیمیلی پذیرفت. گفتم: «بخشش برای کسی نیست که دلت را جریحهدار کرده، بلکه برای خودت است!» سپس توضیح دادم که چگونه بخشیدن این شخص میتواند برای خودش مفید باشد. پرسیدم: «آیا میخواهی روحالقدس زندگی و خدمتت را بیشتر مسح کند؟» سرش را به علامت تصدیق تکان داد. حرفم را ادامه دادم: «خدا زندگیات را به همان میزانی مسح میکند که دیگران را ببخشی (افسسیان ۴: ۳۰). اگر تلخی را در دلت نگه داری و دربارۀ دیگران به سخنچینی ادامه دهی، خدا مسح خود را از زندگی تو بر خواهد داشت».
وقتی با او صحبت میکردم، میتوانستم ببینم که چگونه روحالقدس شروع به لمس قلب متلاطمش کرده است. گفت: «ادامه بده». پرسیدم: «عیسی در دعای ربانی چه تعلیمی دربارۀ بخشش داده است؟» بدون تردید پاسخ داد: «قرضهای ما را ببخش، چنانکه ما نیز قرضداران خود را میبخشیم.» گفتم: «هر بار که این دعا را میکنیم، از خدا میخواهیم که ما را ببخشد به همان شکل که ما دیگران را میبخشیم. به عبارت دیگر، اگر مایلی خدا تو را ببخشد و زندگیات را برکت دهد، باید همین کار را در مورد دیگران انجام دهی؛ هر چقدر با دیگران رحیم باشی، بر تو رحم کرده خواهد شد.» در ادامه به او گفتم که فیض خدا به همان شکلی وارد زندگی ما میشود که میخ در اثر ضربات چکش نجار وارد چوب میشود. با هر ضربه، میخ عمیقتر وارد چوب میشود و به همان نسبت نیز فضای بیشتری برای میخ ایجاد میشود. خدا به ما میآموزد که با هر تجربۀ دردناک، فرصتی ایجاد میشود تا فیض او عمیقتر وارد قلب ما شود؛ به این شکل، قلب خدا را عمیقتر درک میکنیم و قدرت مییابیم تا رحمت او را بر دیگران منعکس کنیم.
دوستم به گفتگویمان فکر میکرد و به طرز غریبی ساکت به نظر میرسید، اما من میخواستم مطمئن شوم که او قدرت بخشش را به طور کامل درک کرده است. میدانستم که ثمربخشی آتی او بستگی به این مسئله دارد؛ به همین دلیل بیشتر پافشاری کردم و گفتم: «ولی دلیل دیگری هم برای بخشیدن دیگران وجود دارد: بخشش شهادت غیر قابل انکاری است دربارۀ قدرت مسیح!» مردم میتوانند پیام انجیل را رد کنند، اما نمیتوانند بخشش را رد کنند. بخشش نشان میدهد که خدا در زندگی ما کار میکند؛ رومیان ۵: ۸ نیز این را نشان میدهد و میفرماید: «خدا محبت خود را در ما ثابت میکند از اینکه هنگامی که ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح در راه ما مرد.» وقتی مردم با چنین بخششی در زندگی ما روبرو میشوند، با کار خدایی که خدمتش میکنیم روبرو میشوند. برای اینکه این نکته را در ذهن دوستم عمیقا جای دهم، ماجرای ایمانداری را تعریف کردم که در پارکی در ترکیه مشغول شهادت دادن بود. طرف مقابل او خشمگین شد و با چوب به سر و صورت آن ایماندار کوفت و پا به فرار گذاشت. ساعاتی بعد، ایماندار منزل آن شخص را پیدا کرد و در زد. وقتی در باز شد، آن شخص با صورت خونین آن ایماندار روبرو شد. شخص مسیحی گفت: «آمدهام به تو بگویم که خدا تو را دوست دارد و من هم دوستت دارم.» آن مرد چنان تکان خورده بود که فرد مسیحی را به داخل دعوت کرد و چیزی نگذشت که قلب خود را تسلیم مسیح نمود. آنچه قلب سرکش آن مرد را دگرگون ساخت، موعظه نبود؛ قدرت بخشش بود.
یک هشدار!
امیدوارم گفتگوی من با این همسنگرم موجب شده باشد که شما هم یقین بدانید بخشیدن آنانی که روح شما را جریحهدار کردهاند به نفعتان است. هنگامی که از خدا میخواهید شما را در بخشیدن دیگران یاری دهد، باید مراقب چند راه نادرست باشید که ممکن است شما را متقاعد سازند که طرف مقابل را بخشیدهاید. گاه احساس میکنید که خشم و خصومتتان نسبت به طرف مقابل کاهش یافته است. چنین بخششی اساسا بخشش نیست؛ بلکه فقط توجه به مسائل دیگر است و فراموش کردن مسائل قدیمیتر. فراموش کردن همان بخشیدن نیست. سطح دیگری از بخشش هست که میتوان آن را بخشش محدود نامید. در این مورد، احساسات منفی ما کاهش مییابد و قادر میشویم ارتباطات اجتماعیمان را از نو برقرار سازیم؛ با اینحال قادر نیستیم به آن شخص مجددا اعتماد کنیم. واقعیت این است که ظاهر بخشش را حفظ کردهایم، اما در قلب خود، همان جراحات را هنوز نگه داشتهایم. بخشش کامل کتابمقدسی یعنی دست کشیدن کامل از احساسات منفی و برقراری مجدد رابطه.
بخشش و مصالحه
در اینجا باید خاطر نشان کنم که بین بخشیدن و آشتی کردن تفاوت مهمی وجود دارد. بخشش در قدرت ماست که انجام دهیم، اما آشتی و مصالحه مستلزم شراکت هر دو طرف است. خدا ما را فراخوانده تا دیگران را ببخشیم و تا آنجا که میتوانیم در جهت مصالحه بکوشیم؛ اما گاهی اوقات ما شخصی را میبخشیم ولی نمیتواند ما را ببخشد. در چنین مواردی، تنها کاری که از دست ما بر میآید این است که ثابت کنیم طرف را بخشیدهایم و دعا کنیم که خدا قلب طرف مقابل را شفا دهد.
بخشش یک انتخاب است
بخشش کتابمقدسی یک انتخاب است؛ انتخاب این راه که از انتقام و تلافی و مجازات طرف مقابل چشم بپوشیم و مانند مسیح برای دشمنان خود دعای بخشش کنیم (لوقا ۲۳: ۳۴). خدا به عنوان پاداش، به آنانی که دیگران را میبخشند، مسح بیشتر روحالقدس و فیض بیشتر و شهادتی مؤثرتر عطا میفرماید.
شبان، معلم ، مدیر سازمان تعلیم، و بنیانگذار مجله شبان است ...