کلیسای خانگی همیشه نقش حیاتی در رشد مسیحیت ایفا کرده، و امروزه نیز در کشورهایی که مخالفت شدیدی با انجیل خداوند ما عیسای مسیح به عمل می‌آید، نقشی حساس دارد. قبلا گفتیم که کلیساهای خانگی اغلب به دست نوایمانانی شروع می‌‌شوند که درک درستی از اصول کتاب‌مقدس در این زمینه ندارند، اصولی که باعث سلامت سلامت کلیسای خانگی است. عدم آگاهی از خصوصیات کلیسای خانگی سالم ممکن است منجر به رفتارهای نادرست و رنجش‌هایی شود که اغلب سبب فروپاشی مشارکت‌ها می‌گردد. از این رو، در شمارۀ پیشین، بررسی اصول اساسی کتاب‌مقدس برای کلیسای خانگی را شروع کردیم و دیدیم که تصدیق «سر بودن مسیح» و نیز احترام به «کهانت همۀ ایمانداران» چقدر در این خصوص اهمیت دارد. اکنون به بررسی یک اصل دیگر خواهیم پرداخت که همانا «اهمیت برقراری روابط» است.

اهمیت برقراری روابط

ملکوت خدا از افرادی به وجود آمده که دارای روابطی فدیه‌یافته می‌باشند. ایشان به واسطۀ فیض عادل شمرده شده و از طریق خداوند ما عیسی با خدا مصالحه یافته‌اند؛ اما در عین حال، در بدن مسیح نیز قرار داده شده‌اند و اکنون بر ایشان است که قدرت فدیه‌دهنده او را نسبت به یکدیگر نیز نمایان سازند. خداوند عیسی صریحا بر این حقیقت تاکید گذاشته، فرمود: «به همین همه خواهند فهمید که شاگرد من هستید، اگر محبت یکدیگر را داشته باشید» (یوحنا ۱۳: ۳۵). پولس رسول نیز عمیقا به این حقیقت اعتقاد داشت و فرمود: «او منشاء رشد تمامی بدن است، بدنی که به وسیلۀ همۀ مفاصل نگاه‌دارندۀ خود، به هم پیوند و اتصال می‌یابد و در اثر عمل متناسب هر عضو رشد می‌کند و خود را در محبت بنا می‌نماید» (افسسیان ۴: ۱۶، هزارۀ نو). بنابراین، بدن مسیح برنامه‌ای نیست که به دست عده‌ای از رهبران نخبه اداره شود؛ نمایشی نیز نیست که رهبران با استعداد اجرا کنند و دیگران به تماشای آن بنشینند. بدن مسیح اتحادی است زنده که افراد صاحب تولد تازه را در یک خانوادۀ واحد به یکدیگر پیوند می‌دهند. آن از کسانی تشکیل یافته که می‌آموزند چگونه زندگی خود را به حاکمیت و سر بودن مسیح بسپارند. یکی از علائم مهم حیات نوین ایشان، رهایی از اسارت گناه و نفس است، و نیز اشتیاق ایشان به این امر که بیاموزند چگونه در خانوادۀ خود و در خانوادۀ ایمانی خود، روابطی فدیه‌یافته داشته باشند.

بزرگترین مشکل!

در کلیسای خانگی شاید مشکلی بزرگتر از برقراری روابط و همزیستی محبت‌آمیز با یکدیگر نباشد. پولس رسول در افسسیان ۴: ۱۴ علت این امر را چنین بیان می‌دارد: «آنگاه دیگر همچون کودکان نخواهیم بود تا در اثر امواج به هر سو پرتاب شویم و باد تعالیم گوناگون و مکر و حیلۀ آدمیان در نقشه‌هایی که برای گمراهی می‌کشند، ما را به این سو و آن سو براند» (هزارۀ نو). در اینجا پولس رسول خلاصه‌ای از مشکلاتی را ارائه می‌دهد که در کلیساهای خانگی با آنها روبرو هستیم.

ایماندارانی نابالغ: نخست، ایمانداران نابالغی را داریم که برای‌شان دشوار است با صبر و شکیبایی یکدیگر را دوست بدارند. او چنین ایماندارانی را «کودکانی» می‌نامد که نیاز به رشد دارند.

بی‌ثباتی ایمانداران: دوم، با بی‌ثباتی مواجه هستیم، زیرا ایماندارانی هستند که در حقایق کلام خدا ریشه ندوانده‌اند و به همین سبب، با هر موجی که از سوی تعلیمی جدید یا رهبری جدید پدید می‌آید، به این سو و آن سو پرتاب می‌شوند.

نفس فریبکار: سوم، با یکدیگر درگیر می‌شویم زیرا دل گناهکار ما می‌تواند فریب‌کار و مکار باشد، طوری که سبب می‌شود کلیسای خانگی را در جهت اهداف شخصی خود به کار ببریم.

 

روابط در کلیسای اولیه

پولس رسول پس از آنکه به تشخیص علائم بیماری پرداخت، روش درمان را ارائه می‌دهد: کلیسای خانگی باید مکانی باشد که در آن افراد بتوانند بدون واهمه حقیقت را به شکلی محبت‌آمیز به یکدیگر بیان کنند، و در ضمن، در جهت رشد متقابل قدم بر دارند (آیۀ ۱۵). او در آیۀ ۱۶، بار دیگر یادآوری می‌کند که رشد در مسیح بدون کمک متقابل میسر نیست. به طور خلاصه، بلوغ روحانی یعنی برخورداری از تعالیم درست کتاب‌مقدس و شخصیتی مسیح‌گونه که در بطن مشارکت و رفاقتی محبت‌آمیز و مسیحایی، در طول زمان شکل می‌گیرد.

وقتی به نحوۀ عملکرد کلیسای اولیه توجه می‌کنیم، از حیات جامعه‌گونه‌ای که میان ایشان وجود داشت به حیرت می‌آییم. در فصل دوم کتاب اعمال رسولان، می‌بینیم که ایشان در بسیاری از چیزها با هم شریک بودند. ایشان نزد پای‌های رسول می‌نشستند و با هم در عبادت شریک می‌شدند. با یکدیگر دعا می‌کردند و سرود می‌خواندند و اغلب خوراک را با هم می‌خوردند. ایشان وقت خود را طوری صرف می‌کردند تا باعث رشد روحانی یکدیگر گردند؛ حتی اموال خود را نیز با هم تقسیم می‌کردند، طوری که کسی در میان ایشان نیازمند نبود. آنها با ایمان با یکدیگر زندگی می‌کردند، و بی‌ایمانان با دیدن چنین رفاقتی، از حضور الاهی در میان ایشان آگاه می‌شدند، طوری که بسیاری دائما به ایشان می‌پیوستند. در کتاب عهد جدید شاهد «الاهیات روابط» هستیم که در جملاتی حاوی عبارت «با یکدیگر» تجلی می‌یابد. ما اعضای یکدیگریم و فرا خوانده شده‌ایم تا خود را وقف یکدیگر سازیم و همدیگر را با محبت پذیرا باشیم. ما موظفیم که یکدیگر را از طریق تحمل بارهای هم با بردباری، احترام و خدمت می‌کنیم و به این شکل، یکدیگر را به رشد در مسیح ترغیب کنیم.

 

خصوصیات الاهی جلسات خانگی

به هنگام طرح برنامه برای جلسات کلیسای خانگی، مهم است تا اوقاتی را برای بنای جامعۀ مسیحی تعیین کنیم. یوحنای رسول در رسالۀ اول خود نکات جالبی در خصوص ماهیت راستین مشارکت ارائه می‌دهد.

  • نخست، مشارکت مسیحی ماحصل پرستش مسیح به صورت گروهی است. یوحنا می‌فرماید: «اگر در نور سلوک می‌نماییم، چنانکه او در نور است، با یکدیگر شراکت داریم و خون پسر او عیسای مسیح ما را از هر گناه پاک می‌سازد» (اول یوحنا ۱: ۷).
  • دوم، کلیسای خانگی باید جایی باشد که در آن شاهد بخشیدن عملی یکدیگر باشیم، چرا که باید روابط خود را زیر خون پاک‌کننده مسیح بیاوریم. این دقیقا همان کاری است که به هنگام برگزاری آیین عشای ربانی در کنار یکدیگر، انجام می‌دهیم.
  • سوم، مشارکت مسیحی به این معنا است که مشکلات مشترک خود را با یکدیگر در میان بگذاریم. به این منظور لازم است که در حضور یکدیگر شفاف و گشوده باشیم. وقتی نقاب‌ها را بر می‌داریم و یکدیگر را طوری می‌بینیم که گویی در مشکلاتی واحد شریک هستیم، آنگاه احساس آزادی خواهیم کرد تا خودمان باشیم و خود را همسفر یکدیگر تلقی کنیم. رهبر دانای کلیسای خانگی راه‌هایی را خواهد یافت تا اعضای خود ترغیب به شفافیت کند و ایشان را تشویق نماید تا نیاز خود را به دعا و حمایت با یکدیگر در میان بگذارند.
  • چهارم، در کلیسای خانگی است که می‌توانیم تعالیمی را دریافت کنیم که مناسب نیاز واقعی‌مان باشد، زیرا وقتی در حضور یکدیگر شفاف و بی‌نقاب می‌شویم، این فرصت را می‌یابیم که از راه‌حل‌های الاهی برای مشکلات‌مان آگاه شویم و بدانیم او چگونه می‌تواند ما را رشد دهد.

 

محک و معیار واقعی برای اطمینان از رشد کلیسای خانگی‌تان در فیض خداوند، در محبت شما به خدا و به قوم او نهفته است.

 

#نداگر

#کلیسای_خانگی