«از آن پس دو نیستند، بلکه یک جسد» (مرقس 10: 8)
در دورهای که خانوادهها از سوی ارزشهای خودمحورانۀ این دنیا تحت حملات سهمگین قرار دارند، بسیار مهم است که هر خادم خداوند بداند چگونه ازدواج خود را از ویرانی و فروپاشی محفوظ نگاه دارد. همچنین شبان باید بداند که کسانی که آنها را برای ازدواج آماده میکند، چگونه هدایت کند و مشورت دهد، و نیز به آنانی که دست به گریبان مشکلات حاد زناشویی هستند، چه راهنماییهایی عرضه کند. رابطۀ زناشویی شما هر چقدر هم خوب باشد، قطعا از درک عمیقتر معنا و مفهوم یکی شدن در ازدواج، برای خدمتتان بهره خواهید برد.
ازدواج در مسیحیت رابطهای است استوار بر یک عهد که در آن، یک مرد و یک زن خود را نسبت به یکدیگر برای تمام عمر متعهد میسازند. ازدواج سفری است به درازای عمر که در آن خدا به ما فرصت میدهد تا بیاموزیم چگونه از فرایند تصفیهسازی که تدارک دیده تا ما را به شباهت خود درآورد عبور کنیم و بدینسان بر محبتش توکل نماییم. در قلب این عهد ازدواج، مفهوم کتابمقدس دربارۀ «یک بدن شدن» قرار دارد. بعضی به اشتباه تصور میکنند که «یک بدن شدن» فقط به رابطۀ جسمانی زن و شوهر اشاره دارد، اما این مفهوم از این فراتر رفته، شامل رابطهای صمیمی و «دل به دل» میشود.
این صمیمیت شامل هویتی مشترک است که طی آن زن و شوهر میآموزند که دربارۀ خود در قالب «ما» فکر کنند، نه «من». خدا در طرح مقدس خود در نظر داشت که زن و مرد در ازدواج، با یکدیگر کاملا باز و صادقانه زندگی کنند، طوری که هر یک بتواند احساسات و نیازهای خود را با دیگری در میان بگذارد. کمال مطلوب الاهی این بود که هر فردی در شخصیت همسر خود، فردی امن را بیابد که بتواند با او «خودش» باشد و هر دو یکدیگر را در جهت بلوغ روحانی ترغیب نمایند. صمیمیت زمانی پیش میآید که دو طرف از وجود یکدیگر امنیت بیابند؛ به گونهای که از ابراز نیازهای عاطفی و جسمانی خود احساس آسیبپذیری نکنند.
فاجعه
فاجعه اینجاست که بسیاری از زوجها در ازدواجی زندگی میکنند که از نظر عاطفی مرده است. برای بسیاری ازدواج تبدیل شده به امری ظاهری که آن را فقط برای حفظ ظاهر نگه داشتهاند؛ ازدواجی که دو فردِ کاملا تنها را در خود جای داده که از لحاظ عاطفی گویی در حالت طلاق قرار دارند. هدف من از نگارش این مقاله این است که به ازدواجهای جریحهدار شده امید بدهم و تشویقشان کنم که به بنیادهای ازدواج مسیحی بازگردند.
راه شفا
پُریِ روحالقدس راه رسیدن به شفا را هموار می کند، این شفاء از قلب آغاز می شود. درست گفتهاند که اگر کسی میخواهد ازدواجش موفق باشد، اغلب اوقات خودش میتواند نگرشهای جدیدی را به کار گیرد که قادرند تمام ازدواج را دگرگون کنند. نخستین گام، تسلیم شدن به مسیح است. پولس این اندرز را هم به شوهران میدهد و هم به زنان. «همدیگر را در خداترسی اطاعت کنید» (افسسیان 5: 21). واقعیت این است که زخمی که شخص از یک ازدواج دردناک احساس میکند، عمیقا بر رابطهاش با خدا تاثیر میگذارد. بنابراین، راه بازگشت به سوی قلب همسرمان، از قلب خودمان آغاز میشود. درست همانگاه که خداوند را میجوییم و از او میخواهیم که ما را تفتیش کند و پاک سازد (مزمور 139: 23- 24). وقتی در روح احیا شدیم، پی خواهیم برد که روح خدا مخزنی است بیپایان از محبت و فیض که قلب خود ما را پر ساخته تا محبتی جدید نسبت به همسرمان (یعنی شوهر یا زن) در ما ایجاد کند. آنچه که در اکثر ازدواجها رخ میدهد، این است که برای احیا شدن، به محبت همسرمان تکیه میکنیم، و وقتی محبت لازم را ندیدیم، سرخورده و نومید میمانیم. وقتی احساس خلاء میکنیم، به دلسوزی برای خویشتن و خشم پناه میبریم. به همین جهت، بسیار حیاتی است که بدانیم چگونه از روحالقدس پر باشیم.
گذشت و بخشش
جراحت و نبخشیدن، دو دشمن مهلک برای صمیمیت در ازدواج هستند. پولس ما را ترغیب میکند تا خطاهای هر روز را همان روز ببخشیم: «خورشید بر غیظ شما غروب نکند» (افسسیان 4: 26). چه آسان است که بگذاریم زخمهای کوچک در قلبمان آشیانه کنند و مواهب روح یگانگی را از ما بربایند. آنگاه که مایل نیستیم با یکدیگر دعا کنیم یا دوست داریم وقتمان را با چیزهای دیگر صرف کنیم، درست همان زمان است که نیاز داریم همسرمان را ببخشیم. اگر قرار است که شوهران زنان خود را دوست بدارند به همان گونه که مسیح کلیسا را دوست داشت، پس وظیفۀ آنهاست که برای مصالحه پیشقدم شوند. این به آن معنا نیست که تقصیر همیشه به گردن ایشان است، بلکه به این معناست که آنها باید برای شفا دعا کنند و با فروتنی ارتباط را با زنان خود برقرار کنند. وقتی به خدا نزدیک میشویم و او نیز به ما نزدیک میشود (یعقوب 4: 8)، ما نیز در این یقین رشد میکنیم که نسبت به عهد ازدواجمان، با مشکلاتی مواجه بودیم. هیچگاه آن روز را فراموش نمیکنم که من و همسرم هر دو مجددا با یکدیگر عهد وفاداری بستیم و به یکدیگر قول دادیم که تا روزی که زنده هستیم، نه فقط زن و شوهر، بلکه دوست نیز باشیم! پی بردن به این نکته برایمان بسیار اهمیت داشت زیرا ما را به یکدیگر نزدیکتر ساخت تا صمیمیت واقعی را کشف کنیم.
خدمت به یکدیگر
نکتۀ دیگری که باید کشف کرد، این است که ازدواج باید خدمتی دو جانبه باشد. همانطور که مسیح ما را خدمت کرد، زن و شوهر نیز باید به یکدیگر خدمت کنند (فیلیپیان 2: 34). اکثر اوقات، ما به نیازهای آشکار خود میاندیشیم و به اینکه چگونه همسرمان آنها را برآورده نمیسازد. و با بیشتر شدن سرخوردگیمان، متوجه میشویم که بیش از پیش دچار روحیۀ انتقاد و ستیزهجویی میشویم. این یک واقعیت انسانی است، اما دعوت خدا این است که برای کسب نیرو به او نزدیک شویم و سپس بکوشیم به جای فکر کردن به نیازهای خود، به نیازهای همسرمان بیندیشیم و به بهترین وجه در جهت برآورده ساختن آنها تلاش کنیم. آقایی که در آستانۀ طلاق بود و از شبانش مشورت خواسته بود، این روش را به کار برد. آنچه او میخواست این بود که شبانش تایید کند که جدایی او از همسرش کاری درست است. شبان دانا پاسخ داد: «پیش از اینکه نظرم را راجع به ازدواجت به تو بدهم، میخواهم روشی را برای دو هفته آزمایش کنی. میخواهم برای دو هفته وانمود کنی که همسرت را دوست داری و فقط کارهایی را بکنی که یک شوهر عاشق برای همسرش انجام میدهد. بعد بیا و مرا ببین.» دو هفته گذشت و از آن آقا خبری نشد. بالاخره شبان به او تلفن کرد و پرسید که از مسئلۀ طلاقش چه خبر هست. آقا گفت: «چه میگویید؟ من عاشق این زن هستم!»
یک فرمول ساده
اگر میخواهید این را آزمایش کنید، فرمول کوچکی را به شما پیشنهاد میکنم که به خودم کمک کرده است:
با برخورداری از یک زندگی نزدیک با مسیح و خدمت فروتنانه به یکدیگر، خدا تجربیات بیشتری به شما خواهد آموخت تا با یکدیگر «یکتن» بشوید.
شبان، معلم ، مدیر سازمان تعلیم، و بنیانگذار مجله شبان است ...