دیدگاههای مختلف
روحالقدس کلیساهای خانگی را در هر جا بر میافرازد. برای این منظور خدا را ستایش میکنیم چرا که نقشۀ الاهی او این است که کلیسایش را در میان تمامی اقوام روی زمین برقرار سازد. کلیسای خانگی طی زمانهای مختلف مورد آزمایش قرار گرفته و ثابت نموده که ابزار مفیدی است که به واسطۀ آن ایمانداران میتوانند در امنیت تجمع یافته، در فیض رشد کنند. اما باید آگاه باشیم زیرا گروههای مختلف مردم، کلیسای خانگی را با دیدگاههای متفاوتی که در خصوص عملکرد آن دارند تاسیسی مینمایند. برای مثال برادری معتقد بود برای تشکیل یک کلیسای خانگی فقط تعدادی نیمکت و یک منبر مورد نیاز است. با توجه به عقاید انحرافی زیاد در ارتباط با کلیسای خانگی، تصمیم گرفتم مجموعهای از مقالات بر اساس الگوی کتابمقدس جهت جلسات ایمانداران در خانهها بنویسم. همچنین بر آن شدم تا به جای «اشکال» مختلف کلیسای خانگی به طور خاص راجع به «عملکرد» آن بنویسم. در این مقاله قصد دارم خوانندگان را با این مفهوم که کلیسای خانگی «چرخههای حیات» دارند آشنا سازم. اگر شخصی میخواهد رهبر کارآمدی باشد، باید این چرخهها را شناخته، نحوۀ واکنش نسبت به هر یک را بداند.
مراحل سرخوشی و سرخوردگی
تمام کسانی که با خدمت کلیسای خانگی ارتباط داشتهاند، خیلی زود دریافتهاند که آنها تقریبا به همان سرعتی که ظاهر میشوند، منحل نیز میگردند. لازم است دلایل این روند را بدانیم. درک این امر همواره برای من مفید بوده که هرگاه تشکیلات جدیدی شکل میگیرد، ابتدا دورۀ «سرخوشی» آغاز میگردد که طی آن همه با این وعده و امید که خدمت به طور فزایندهای رشد خواهد کرد، به هیجان میآیند. آنچه اغلب انتظار نمیرود، این است که دورۀ سرخوشی به سرعت به مرحلهای تنزل میکند که میتوان آن را «سرخوردگی» نامید. میان اعضای گروه تنشهایی به وجود میآید و باعث میشود ایشان از مشارکت با یکدیگر لذت نبرند. سپس فقدان تعهد در بعضی، سبب دلسردی میگردد و برخی از اعضا، گروه را ترک میکنند. در سایر موارد اختلاف بر عقاید الاهیاتی مختلف یا شیوۀ خدمتی که باید توسط گروه به کار رود، گسترش مییابد. در نتیجه سرخوردگی بسیاری اوقات منجر به انحلال یا حتی بدتر از آن، دلسردی نسبت به مسیحیت میگردد.
مرحلۀ رشد
واقعیت اسفبار این است که اغلب رهبران کلیساهای خانگی درک نمیکنند که باید قسمت سومی تحت عنوان «مرحلۀ رشد» وجود داشته باشد. در این موقعیت رهبران پی میبرند بحرانی که گروه تجربه میکند در صورت کنترل مناسب، خود یک تعلیم و فرصتی جهت رشد خواهد بود. در این لحظه نباید مشارکت را با عواطف آسیبدیده ترک کرد و آن را از هم پاشید چرا که میتواند منجر به سخت شدن دلها گردد. متاسفانه در بسیاری موارد ما هرگز فرصت خدمت در موقعیتهای دشوار را به خاطر عواطف آسیبدیده نداریم، چون از شرایط سخت میگریزیم و بدین ترتیب فرصت مواجهه با قصورات و عدم بلوغ خود را از دست میدهیم. کلیسای خانگی میتواند مکان شگفتانگیزی برای رشد در مسیح باشد، به شرط آنکه رهبران اصول کتابمقدسی را در زمینۀ شفا و مصالحه بیاموزند.
ضرورت روابط صمیمی و غیر تصنعی
من معتقدم که دلیل آسیبپذیر بودن اکثر کلیساهای خانگی این است که به ندرت از روابط سطحی پا فراتر میگذارند. آنها جمع میشوند تا اعمال خاصی نظیر دعا، سرود و مطالعۀ کتابمقدس را به جا آورند، در حالیکه تجربۀ مشارکت عمیق کتابمقدسی را از دست میدهند، چون مطالعۀ آنها از کتابمقدس در زندگی واقعی کاربرد ندارد. خیلی اوقات نوعی دیدگاه غیر واقعی در مسیحیت مطرح میشود که میگوید زندگی پیروزمند مداوم یک اصل است، و به این ترتیب، در اشخاصی که از چنین زندگی برخوردار نیستند، این نظر القا میگردد که یا کمارزشند یا حتی اینکه زندگیشان مطابق قاعدۀ پیروزی نیست.
لحظهای دقیق فکر کنید: آخرین باری را به خاطر آورید که در یک جلسۀ مسیحی حضور داشتید و کسی مطرح کرده که پیروی عیسی برایش دشوار بوده است. من این تجربۀ شخصی را به یاد میآورم که یک بار در جلسهای مطرح کردم که در زندگی روحانی خود، دچار کشمکش هستم. همه از حیرت سکوت اختیار کرده بودند، چون نمیدانستند نسبت به کشیشی که اعتراف به کشمکش روحانی میکند، چگونه واکنش نشان دهند. به بیانی سادهتر، تصویر ذهنی آنها از یک کشیش این نیست، بلکه کسی است که قادر به غلبه بر تمامی موانع روحانی است. این همان تعبیر روحانی سطحی از ایمان است که باعث میشود بسیاری از مردم احساس کنند هیچکس اندوه شخصی آنها را نمیفهمد. در نتیجه، مشارکتی تصنعی به وجود میآید که مانع از شناخت حقیقی ما نسبت به یکدیگر میگردد.
پولس در اول قرنتیان ۱۰: ۱۳ مینویسد که وسوسه و فشارها شامل حال همگی ما میگردد. رهبر کلیسای خانگی که در مییابد چگونه مشارکت خالص و خدمت الاهی را در میان اعضا گسترش دهد، شاهد مشارکت سالمتر و پایدارتری خواهد بود.
نحوۀ عمل در مرحلۀ سرخوردگی
با توجه به این اصل که تمامی کلیساهای خانگی دورۀ سرخوردگی را طی میکنند، رهبر باید قادر به تشخیص خدمت لازم در این زمان باشد. هر گروه باید بیاموزد که چگونه در این شرایط غمانگیز و اجتنابناپذیر عمل کند. در فصل اول از رسالۀ دوم قرنتیان، پولس دیدگاه خدمتی خود را در دورههای پر چالش مطرح میکند. ما ابتدا باید آرامش را از خدا بیابیم، سپس آن را با یکدیگر تقسیم کنیم. «که ما را در هر تنگی ما تسلی میدهد تا ما بتوانیم دیگران را در هر مصیبتی که باشد تسلی نماییم، به آن تسلی که خود از خدا یافتهایم» (آیۀ ۴). او نتیجهگیری میکند که ما امید را از این فرایند حساس بودن نسبت به یکدیگر به دست میآوریم. «و امید ما برای شما استوار میشود زیرا میدانیم که چنانکه شما شریک دردها هستید، همچنین شریک تسلی نیز خواهید بود» (آیۀ ۷). در واقع وقتی میآموزیم که در طول تألمات در روابط، از مسیح الهام بگیریم، و حتی نسبت به کسانی که به ما لطمه وارد آوردهاند محبت نشان دهیم، در آن حالت، قدرت انجیل را نمایان ساخته، به حیات کلیسای خانگی خود عمق میبخشیم.
هدف از این فرایند، آشکار شدن نیروی دگرگونکنندۀ قدرت محبت مسیح است. عیسی فرمود: «به شما حکمی تازه میدهم که یکدیگر را محبت نمایید. به همین همه خواهند فهمید که شاگرد من هستید، اگر محبت یکدیگر را داشته باشید» (یوحنا ۱۳: ۳۴-۳۵). مسیح در حالی ما را محبت کرد که ما دشمنان او بودیم، و این محبت سبب شد دوستان او گردیم. زمانی که محبت مسیح در کلیسای خانگی شما وارد عمل میشود، هر یک از اعضا را بر میانگیزد تا در امر تحقق شفا و احیا اصرار ورزند. چنین محبتی به مشارکت در طول دورۀ سرخوردگی تداوم بخشیده، گروه را وارد بُعد تازهای میسازد تا اعماق بیکران محبت خدا را کشف نمایند.