«همچنين به کليسایی که در خانۀ آنها برپا میشود، درود برسانيد» (روميان ۱۶: ۵، هزارۀ نو).
کليساهایی که در خانهها تشکيلِ جلسه می دهند، و نه در ساختمانهای کليسایی، «کليسای خانگی» ناميده می شوند و امروزه در سراسر جهان به سرعت رشد می کنند. در کشورهای که کليساهای تاريخی مرده به نظر می رسند و در قيد و بند عبادت سنتی گرفتارند، کليساهای خانگی همچون «مشکِ تازه» تحت هدايت روحالقدس پا به عرصۀ وجود می گذارند. در کشورهایی نيز که مسيحيان تحت فشار قرار دارند و اجازه ندارند علنا تشکيلِ جلسه دهند، کليسای خانگی به وجود می آيد.
توجه خاص من به کليسای خانگی در اثر ملاحظۀ اين واقعيت شکل گرفت که می بينم خدا از اين وسيله به شکلی گستردهتر در ميان فارسی زبانان جهان استفاده می کند. اين ملاحظه مرا بر آن داشت که تا آنجا که می توانم، دربارۀ کليسای خانگی در عهد جديد، مطلب بخوانم و مطالعه کنم تا بدانم که چگونه بايد عمل کند. با ملاحظۀ اين نهضت در ميان فارسی زبانان، مشتاق شدهام تا راهبران کليسای خانگی الگوی کتابمقدس برای اين نوع کليساها را بهتر درک کنند و بدانند که خدا چه نوع عملکردی برای آنها در نظر دارد.
هيچ شکی نيست که روح خدا در کليساهای خانگی که مانند قارچ سر بر می آورند، در حال عمل است. اما همانگونه که می دانيد، قارچ يکشبه نيز از ميان می رود. بسياری از اين کليساهای خانگی بر شالودههايی استوارند که مطابق کتابمقدس نيست و اغلب اوقات، فقط بر راهبری توانا متمرکز هستند. به همين جهت، به مجرد اينکه مشکلی پيش می آيد، کليسا از هم می پاشد. خدا کليسای خانگی را برای خدمتی خاص طرحريزی کرده است تا برای قومش باعث برکت گردد. اما وقتی نوايمانان درک نمی کنند که خدا چه نوع عملکردی را برای آن در نظر گرفته، همين کليساها تبديل میشوند به منبع رنج، شکست در زندگی و شهادتی شرمآور نزد خدانشناسان. اين مجموعۀ جديد را با بررسی خدمت منحصربهفرد کليسای خانگی بر اساس عهد جديد آغاز می کنيم.
مسيحيت اوليه و کليسای خانگی
بديهی ترين نقطه برای آغاز، درک اين نکته است که کليسا در قرن اول در کجا تشکيل جلسه می داد. در صفحات آغازين کتاب اعمال رسولان، بسيار روشن است که مسيحيان اوليه در صحن معبد گرد می آمدند: «ايشان هر روز، يکدل در معبد گرد می آمدند» (اعمال ۲: ۴۶)؛ اما در دنبالۀ همين آيه می خوانيم: «و در خانههای خود نان را پاره می کردند و با خوشی و صفای دل با هم خوراک می خوردند.» در آغاز، از خانهها برای مشارکت مسيحيان با يکديگر استفاده می شد و ايشان خوراک را با هم تقسيم می کردند و خدمتی متقابل تحقق می يافت. اما وقتی مخالفت با مسيحيان شروع شد، آنها مجبور شدند از تجمع در مکانهای عمومی دوری گزينند و در خانهها گرد آيند.
وقتي در فصل ۸ کتاب اعمال، با سولس آشنا میشويم، چنين می خوانيم: «اما سولس بی رحمانه بر کليسا می تاخت و خانه به خانه گشته، زنان و مردان را بيرون می کشيد و به زندان می افکند» (اعمال ۸: ۳). حتی خانهها نيز در مقابل جفاهای سولس امنيت نداشتند. اما در مقايسه با ساير امکانات، خانهها تبديل شدند به امنترين مکان براي تجمع ايمانداران. خانه تبديل شد به بنياد فعاليتهای بشارتی برای رسولانی که از شهری به شهری می رفتند تا خبر خوش انجيل را اعلام کنند. کليساهای جديدی که پا به عرصۀ وجود می گذاشتند، نتيجۀ جلساتِ خانگی بود. پولس خدمت خود را در تسالونيکی، در خانۀ ياسون شروع کرد و خودش نيز احتمالا در آنجا مهمان بود.
محلی برای بشارت و شاگردسازی
پولس نه فقط از خانهها برای خدمتِ بشارتی استفاده می کرد، بلکه خدمت شاگردسازی را نيز در همانجا انجام میداد. او به راهبران کليسای افسس چنين می فرمايد: «بلکه پيام را به شما موعظه کرده، چه در جمع و چه در خانهها تعليم دادهام» (اعمال ۲۰: ۲۰). در دورهای که پولس رساله به روميان را می نوشت، می خوانيم که در آنجا کليساهای استقراريافتهای وجود داشت که در خانهها تشکيل جلسه م یدادند. او درودهای خاصی می فرستد به کليسای که در خانۀ اکيلا و پِرسکلا تجمع می کرد (روميان ۱۶: ۵). پس جای ترديد نيست که کليسای خانگی بخشي از نقشۀ خداست.
محلی مناسب برای تحقق عملکردهای کليسا
خانه مناسبترين مکان بود تا کليسای نوزاد به شکوفایی برسد، زيرا در خانه است که بسياری از عملکردهای کليسا می تواند به آسانترين وجه به اجرا در آيد. وقتی کليساها از خانه به ساختمانهای مخصوص انتقال يافت، برای مسيحيان دشوارتر شد که به رهنمودهای کتابمقدس در خصوص حيات بدن امين بمانند. برای مثال، وقتی بخشهای مختلف عهد جديد را می خوانيم، خيلي سريع کشف می کنيم که چه مسئوليتهایی نسبت به يکديگر داريم، رهنمودهای از اين دست: «بارهاي سنگين يکديگر را متحمل شويد» (غلاطيان ۶: ۲)؛ «به گناهان خود نزد يکديگر اعتراف کنيد» (يعقوب ۵: ۱۶)، و «يکديگر را نصيحت کنيد» (کولسيان ۳: ۱۶)؛ اينها فقط زمانی می تواند تحقق يابد که طبق توصيۀ کتابمقدس، کليسا مکانی باشد تا ايمانداران بتوانند صميمانه در زندگی و رشدِ روحاني يکديگر سهيم شوند. اين نوع از خدمت متقابل به احتمال بيشتر در کليسای خانگی تحقق می يابد، یعنی در جایی که افراد به طور مرتب گرد آيند و با يکديگر مشارکت داشته باشند.
کليسا هيچگاه برای اين طرحريزی نشده بود که مکاني باشد تا تنها چند تن از اعضا عطايای روحانیِ خود را به عمل در آورند و ديگران فقط تماشا کنند. به توضيحِ پولس در خصوص کليسایی که در حال عمل است، توجه کنيد: «هنگامی که گرد هم می آید، هرکس سرودی، تعليمی، مکاشفهای، زبانی و يا ترجمهای دارد. اينها همه بايد براي بنای کليسا به کار رود» (اول قرنتيان ۱۴: ۲۶). احتمالا نمی توان تصور کرد که اين رهنمود را بتوان در جلسات بزرگ و عمومی پياده کرد، بلکه در جلسۀ خانگیِ اعضا می توانند يکديگر را تشويق کنند که در عبادت سهيم شوند. به همين جهت است که کليسای خانگی می تواند مکانی عالی برای تربيت نوايمانان باشد. احتمال بيشتري هست که نوايمانان عطايای روحانی و خدمت خود در بدن مسيح را در چارچوب کليسای خانگی يا جلسات کوچک کشف کنند. آنها خواهند آموخت که با شور و حرارت در جمع دعا کنند و بتوانند کلام خدا را به درستی تعبير کنند.
محلی مناسب برای شکوفایی عطايا
کليسای خانگی بهترين محل براي کشف آنانی است که صاحبِ عطای راهبری هستند. راهبران، راهبر به دنيا نمی آيند، بلکه در جريان حيات روزمرۀ کليسا کشف می شوند. در گردهمایی های کوچک خيلی سريع روشن می شود که کدام عضو وقتشناس است و با آمادگی در جلسه حضور پيدا می کند، و اينکه کدام عضو بيشتر به فکر رشد روحاني ديگران است تا به فکر مشکلات خود. در کليسای خانگی می توان اين راهبران غنچهوار را آزمايش کرد، به اين ترتيب که به آنان مسئوليتهای کوچک سپرد و ديد که چگونه عمل می کنند. بسيار مخاطرهآميز است که از نوايمانی خواسته شود تا جلسهای بزرگ و عمومی را راهبری کند؛ اما خطرِِ کمتری دارد که از او خواسته شود تا برنامۀ دعا را در جلسهای خانگی هدايت کند. در کليساهای بزرگ اغلب بار سنگين خدمات فقط بر دوش چند نفر است و بسياری از ايمانداران سرخورده می شوند، زيرا نمی توانند عطايای خود را در خدمت به کار گيرند. اين واقعيتی پذيرفته شده است که ايماندارانی که در خدمت دخالت داده نمی شوند، اغلب باعثِ بروز مشکلاتی در خدمت می شوند. در کليسای خانگی هرکس می تواند به سرعت جای خاصی براي خدمت پيدا کند. در بخشهای بعدی اين مجموعه به بررسی اين خدمات خواهيم پرداخت.
«مشکهای» گوناگون
و سرانجام، اينگونه به نظر می رسد که خدا کليسايش را طوری طرحريزی کرده تا بتواند با «مشکهای» گوناگون يا اشکال مختلف سازگار شود. گاه روحالقدس اشکالی به وجود می آورد که با فرهنگ يا شرايط سياسی خاصی سازگاری دارد. تاريخِ کليسا نشان می دهد که کليساهای خانگی اغلب اوقات وسيلهای بودهاند در دست خدا برای ايجاد بيداری روحانی. وقتی کليسای نهادينه مرده به نظر می رسد، اغلب مشاهده می کنيم که نهضتی پديد میآيد و افراد در خانهها گرد می آيند تا خدا و مسیح او را جستجو کنند. همچنين وقتی کليسا تحتِ آزار و جفا است، روحالقدس ايمانداران را هدايت می کند تا در خانهها جمع شوند. در چين ديدهايم که چگونه کليساهای خانگی در سراسر اين کشور اشاعه يافتهاند و تبديل به پناهگاه امنی شدهاند در برابر طوفانهایی که بر ضد خداوند عيسای مسيح و گلهاش به پا خاستهاند.
شبان، معلم ، مدیر سازمان تعلیم، و بنیانگذار مجله شبان است ...