«ای برادران، به نام خداوند ما عیسای مسیح از شما تمنا دارم که با هم توافق داشته باشید تا در میان شما تفرقه نباشد و همگی در اندیشه و رأی با هم متحد باشید» (اول قرنتیان ۱: ۱۰، هزاره نو).
در اینجا پولس رسول کلیسایی را مخاطب قرار میدهد که پر است از تنش و تفرقه. او با دلی دردمند، ایشان را به اتحاد و آرامش فرا میخواند. همه کسانی که کوشیدهاند کلیسایی خانگی را رهبری کنند، با اندوه، شاهد تنشها و تفرقهها در گله خود بودهاند. هر جا که مقدسین گناهکار به منظور پرستش خدا و رشد در فیض او گرد میآیند، بروز تنش در روابط اجتناب ناپذیر است. تفاوت در این است که برخی از رهبران میدانند چگونه با این تنشها برخورد کنند، و بعضی دیگر نمیدانند. اغلب اوقات، واکنشهای گناهآلود حل و فصل نمیشوند و این امر موجب گسسته شدن مشارکت میان برادران و خواهران میگردد. به جای آنکه خدا جلال یابد، نام مسیح مورد بیاحترامی قرار میگیرد. در این فصل، به برخی از مسائل رایج میپردازیم که در کلیسای خانگی پدید میآید، مسائلی که اگر با محبت حل نشوند، موجب تنش میگردد.
من در آنچه که پطرس رسول در این خصوص نوشته است، حکمت عمیقی مشاهده میکنم: «مهمتر از همه، یکدیگر را به شدت محبت کنید، زیرا محبت، انبوه گناهان را میپوشاند» (اول پطرس ۴: ۸). پطرس تعلیم میدهد که برتری محبت مسیح ما را قادر میسازد تا یکدیگر را، حتی زمانی که در حق هم گناه کردهایم دوست بداریم. این امر مسئولیت ما را در پذیرش گناهان خود و طلبیدن قدرت مسیح برای غلبه بر آنها منتفی نمیسازد، اما این امید را به ما میدهد که بدانیم در چارچوب بدن مسیح، خانوادهای داریم که ما را در گناهانمان رها نمیسازد، بلکه ما را محبت میکند تا به پیروزی نائل گردیم. امید من این است که با بذل توجه به برخی از رایجترین مسائلی که در کلیساهای خانگی بروز میکند، و نیز با تلاش برای حل آنها بر اساس کتابمقدس، به ابزارهایی دست یابیم که برای رویارویی با تنشها همراه با محبت و درایت، مورد نیاز میباشند.
افراد برونگرایی که بر گروه مسلط میشوند:
تقریبا در هر گروهی، لااقل یک نفر هست که بحث را تحت کنترل میگیرد و مانع شراکت دیگران میگردد. برای این امر دلایل مختلفی وجود دارد. این شخص ممکن است فردی برونگرا باشد و متوجه نباشد که وقت گروه را میگیرد. یا شاید قوه درکش قویتر است و میخواهد نظرات خود را با دیگران در میان بگذارد. شاید هم میخواهد بر گروه مسلط شود تا در مرکز توجه قرار گیرد و بحث را اداره کند.
راهحل: (یعقوب ۱: ۱۹-۲۰). در خلوت با او ملاقات کنید و از او بخواهید تا شما را در سوق دادن دیگران به شراکت در بحث یاری دهد. به او بگویید که گاه سکوت لازم است تا دیگران درباره آنچه خدا به ایشان تعلیم میدهد فکر کنند. سپس از او بخواهید که بکوشد کشف کند که دیگران درباره موضوع مورد بحث چه فکر میکنند.
افراد ساکتی که هیچگاه چیزی نمیگویند:
در هر گروه قطعا کسی هست که هیچگاه چیزی نمیگوید یا با صدای بلند دعا نمیکند. بنابراین، پی بردن به وضعیت روحانی او غیرممکن میگردد. رهبری حساس خواهد کوشید تا علت سکوت چنین شخصی را تشخیص دهد. شخص ساکت ممکن است فکر کند آنقدر معلومات ندارد که بخواهد اظهار نظر کند و نمیخواهد مورد تمسخر قرار گیرد. یا ممکن است احساس میکند که گروه پذیرای او نیست و به همین دلیل، خود را منزوی میسازد. شخص رهبر نیز ممکن است طوری بحث را تحت کنترل میگیرد که کسی احساس نمیکند که میتواند اظهار نظر کند.
راهحل: رهبر میتواند از افراد ساکت خواهش کند که بخشی از کلام را برای گروه بخوانند. به هنگام بحث نیز میتواند سوالی مناسب از هر فرد بکند یا مستقیما از فرد ساکت سوال کند.
اشخاصی که همیشه مشکلی به همراه میآورند:
گاه بعضی از افراد با مشکلات شخصی بزرگی به جلسه میآیند و میخواهند آن را در جمع مطرح سازند. در این صورت، این مشکل شخصی سریعا تمام جلسه را تحتالشعاع قرار میدهد. اگر چنین موقعیتی به شکلی مناسب رفع و رجوع نشود، ممکن است توجه شرکتکنندگان را از جلسه منحرف سازد، زیرا افراد برای عبادت و مطالعه کتابمقدس گرد هم میآیند، نه برای شنیدن مشکلات بزرگ یکدیگر.
راهحل: رهبر باید کنترل را به دست بگیرد و وقتی را برای دعا برای مشکل آن شخص اختصاص دهد و بعد او را مطمئن سازد که به طور خصوصی با او ملاقات و صحبت خواهد کرد. در طول چنین ملاقاتی، میتواند از امکاناتی نظیر مشاوره استفاده کند.
اشخاصی که دچار ریشه تلخی هستند:
(عبرانیان ۱۲: ۱۵). اشخاصی که دچار ریشه تلخی هستند، به روابط میان افراد لطمه وارد میسازند. در کتابمقدس به تعدادی از گناهان اشاره شده که اگر به درستی به آنها رسیدگی نشود، تلخی پدید میآورند. از میان آنها میتوان به این موارد اشاره کرد: غیرت (امثال ۲۳: ۱۷)؛ روحیه انتقاد (اعداد ۱۱: ۱؛ کولسیان ۳: ۸)؛ انتقامجویی (رومیان ۱۲: ۱۹)؛ کینه (اول یوحنا ۴: ۱۹-۲۱)؛ توطئهچینی (اعداد ۱۶: ۱-۱۱)؛ حسادت (اول قرنتیان ۱۳: ۴)؛ اهانت لفظی به دیگران (اعداد ۱۲: ۱-۱۲)؛ غیبتگویی (اول تیموتائوس ۵: ۱۳)؛ و روحیه طعنه و تمسخر (افسسیان ۴: ۲۹).
راهحل: به هیچکس نباید اجازه داد با رفتار گناهآلودش، گروه را تحت کنترل در آورد. رهبر باید کنترل را در نام عیسی به دست بگیرد و شخص خطاکار را به اتاق دیگری هدایت کند و شخصا به مشکل او رسیدگی کند. گناهانی که در فهرست بالا ذکر شد، باید به هنگام مطالعه کتابمقدس مورد بررسی قرار گیرد. باید به روشنی تعلیم داده شود که کار نجاتبخش مسیح بر روی صلیب، پیروزی بر گناه را مهیا ساخته است.
رهبری که بر گله خود سروری میکند:
(اول پطرس ۵: ۱-۴). روش و سبک رهبری خادم در کلیسای خانگی میتواند تنشزا باشد. وقتی رهبر فکر میکند که میتواند گروه را از طریق سلطهجویی و تهدید و ارعاب هدایت کند، تنش به وجود خواهد آمد. وقتی هدف رهبر از خدمت تبدیل میشود به استقرار ملکوت شخصی، چنین خدمتی مورد برکت خدا قرار نخواهد گرفت و به زودی از هم خواهد پاشید.
راهحل: رهبر باید دعا کند تا الگویی را که عیسی ارائه فرمود درک کند، الگویی که رهبری را خدمتگزاری معرفی میکند. چنین رهبری باید از این روحیه توبه کند که افراد را به جای خدمت کردن، مورد استفاده قرار دهد.